دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
171
تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )
تحولى به وجود آورد كه سببساز سقوط قراقويونلوها شد . پيش از اينكه وارد اين مبحث شويم ، لازم مىآيد شمهاى راجع به شخصيت جهانشاه و نظام سياسى او در مخالفت با داعيههاى سلطنتخواهى تيموريان ، بگوييم . امارت قراقويونلوها با سلطنت سىساله جهانشاه ، نه فقط به استقلال از تيموريان ختم شد ، بلكه در اثر گسترش ، منطقه تحت حاكميت او از درياچه وان شروع مىشد و تا حدود بيابانهايى كه ايران را از ايالت شرقىاش - خراسان - جدا مىساخت ، ادامه داشت ؛ و از سوى ديگر از درياى خزر تا خليج فارس دامن گسترانيده و ابعاد تقريبا يك امپراتورى را پيدا كرده بود . در پاسخ به اين سؤال كه اين امپراتورى چگونه بوده است ، بايد ، بار ديگر به اهميتى اشاره بكنيم كه قراقويونلوها با ظهور خود به عنوان جانشينان مشروع آل جلاير به دست آوردند . در وراى اين مسأله هم ملاحظات ديگرى نهفته است يعنى جانشينان آل جلاير هم عنوان وارثان ايلخانان داشتهاند . اينكه جهانشاه واقعا خود را ايلخان ناميده يا نه ، اين نكته يقين است كه قراقويونلوها اشكال و قوالب سياسى امپراتورى مغول را در ايران اتخاذ كردند و اين امر هم از القاب مغولى « خاقان » ، « نويان » و « بهادر » معلوم مىشود كه آنان به كار مىبردند . بخصوص مقايسه و شباهت اسناد موجود صادره از ديوانهاى دربارىشان با اسناد آل جلاير اين فرضيه را تقويت مىكند « 1 » . در عين حال كه جهانشاه در اين زمينه پاى بر جاى پيشينيان خود گذاشت و از آنان تبعيت كرد ، ولى وقتى كه زمينه دستاوردهاى فرهنگى تركمانان را در نظر بگيريم ، شخصيت او ابعاد تازه و وسيعترى مىيابد . حكام پيش از او فرصت اينكه به حيات فرهنگى و فكرى و هنرى زمانشان بپردازند ، نداشتند . حتى با توجه به نقصان دانش ما و اين واقعيت كه اطلاعات عرضه شده درباره قراقويونلوها از آن نويسندگانى است كه نظر خوشى نسبت به آنان نداشتند و با اين همه آنان را تحسين كردهاند و قدر دانستهاند ، تصوير ما از فعاليت فرهنگىشان تا حدودى كمرنگ است ( به استثناى حميت شديد مذهبى آنان و ادبيات حاصله از فعاليتشان كه بعدا مورد بحث قرار خواهد گرفت ) . جهانشاه در ميان رهبران تركمانى كه تاكنون بحثشان رفت و اغلب صفت مزدورى داشتند و تشنه قدرت و غارت بودند ، به دليل داشتن ويژگيهاى نظامى و سياسى و نيز قريحه فرهنگى شاخص است . بقايايى از بناسازى او در شمارى از شهرهاى ايران و بخصوص بناى عظيم مسجد
--> ( 1 ) - در مورد اسناد قراقويونلوها نگاه كنيد به : بوسه ، Untersuchungen ، ص 250 ؛ در مورد اسناد آل جلاير رجوع كنيد به : د . آ . پاپازيان ، « Dva Novootkrytykh il Khaniskikh yarlyka » در Bander Matenadarani ، جلد 6 ، ( ايروان ، 1962 م . ) ، صص 401 - 379 ؛ اشارات بيشتر را در مقاله رويمر ، « Arabische H errscherurkunden aus Agypten » ، در OLZ ، جلد 111 ( 1962 م . ) بخصوص ص 329 به بعد يادداشت 5 پيدا كنيد .